مركز تحقيق مدرسة ولي العصر ( عج )
319
غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي )
و ترجيع را در اين حديث ، تأويل كردن به معنى ديگر غير ترجيع متعارف كه در تعريفِ غنا مأخوذ است بدون قرينهء داعى بر تأويل ، خلاف ظاهر است ، چه معصوم به مقتضاى « نَحْنُ قَوم فُصَحاء » « 1 » حكم شرعى تعليم دهد . الغاز و تعميه كه تعقيد و مُخلِّ به فصاحت است نمىآورد ، بلكه مراد ترجيع متعارف است ؛ مگر اينكه بگويند كه غناى در قرآن ، فرد غناىِ حرام نيست ، چنان كه بعضى گفتهاند . و معرّفى كه اقتصار بر ترجيع كرده است ، تعريف مطلق غنا كرده اعم از غناى حلال يا حرام . سوم : بعضى از فقها ، اقتصار بر اطراب كرده اند و گفتهاند غنا ، صوت مطرب است . چنانچه از قاموس اين تعريف نيز مستفاد مىشود ، آنجا كه مىگويد : « الغِناءُ كَكِساء مِنَ الصَّوتِ : ما طُرِّبِ بِه » . « 2 » و تفسير طرب در قاموس چنين كرده : « الطَّربُ محرِّكةً : الفرحُ وَالحُزْنُ » . « 3 » و در صحاح : الطَّربُ : خِفّة تُصيبُ الإنسانَ لِشِدَّةِ حُزْنٍ أو سُرورٍ . « 4 » يعنى : طرب ، سَبُكى است كه به انسان مىرسد ، از جهت بسيارى اندوه يا از شدّت خوشحالى . و حق اين است كه طرب ، كيفيتى است كه عارض مىشود انسان را و آن لذّتى است به درد آميخته . اگر كسى گويد كه : درد ، الَم است . چه قسم ، با لذّت كه ضدّ اوست
--> « 1 » « فإنّا قوم فُصَحاء » ، بحار الأنوار ، ج 2 ، ص 150 . « 2 » القاموس المحيط ، ص 1701 ، « غنى » . « 3 » القاموس المحيط ، ص 140 ، « طرب » . « 4 » الصحاح ، ص 171 ، « طرب » .